کریسالیس
Chrysalis
نالن، معمارتی مهربان و درخشان که برای بزرگترین زنجیره هتلداری ترکیه کار میکند، رازی را در سینه دارد که هیچکس از آن خبر ندارد. سعادت، وارث ثروتمند شرکت، سالها است که در یک رابطه ممنوعه با یک hvort اجتماعی مسنتر بوده—تا اینکه پدر قدرتمندش او را وادار به ازدواج میکند تا امپراتوری خانوادگی را حفظ کند. دو غریبه که به اجبار بسته شدهاند، هر دو از زخمهایی از گذشتهای دردناک پنهان میکنند. آیا اتحاد نامحتملشان به چیزی فراتر از حد خود شکوفا میشود یا تاریکیای که دفن کردهاند آنها را هر دو به کام خود میکشد؟