خط داستانی
هلنا زنانگی شیرین، صادق، حساس و جنگجو است که با بارداری زودهنگام دخترش جویس با نام خودش روبهرو میشود؛ دختری که دوست پاشنهاش Caio بیمسئولیت او را ترک میکند. بزرگترین مشکل، پدر دختر است، Assunção، همسر سابق هلنا که حاضر به پذیرش این وضعیت نیست. تنها و تنها، هلنا اشتیاقی نسبت به اندوکرینولوژیست کارلوس آبرتوه مییابد و احساساتش با او همسو میشود. اما کارلوس به تعهد با پاولا وفادار است. والدین دختر، Zuleika و Rômulo، با نگرانی منتظر ازدواج دخترشان با کارلوس هستند تا خانواده را از زوال مالی نجات دهد. اما کارلوس از نوع مردانی است که زنان واقعاً فراموشش نمیکنند. حتی هنگامی که با پاولا ازدواج کرده و به هلنا علاقهمند است، همچنان از طرف همسر سابق، شیلا، آزار میبیند که از دست دادن او را قبول ندارد و به دنبال نزدیکی دوباره است.