خط داستانی
داستانی درباره فِیت، یک متخصص سختکوش بازاریابی که در عشق شانس بدی دارد. پس از بیش از یک دهه جدایی، او با جولیوس، همدانشگاهی قدیمیاش که نوازندهای مشتاق است، ارتباط برقرار میکند. پس از یک موقعیت awkward که آنها را به هم نزدیک میکند، این دو با هم جفت میشوند و دوستی غیرمنتظرهای شکوفا میشود. با عمیقتر شدن دوستیشان، احساسات آنها نسبت به هم نیز عمیقتر میشود - و آنها را به سمت تجربه رابطه عاشقانه سوق میدهد. اما دوستی آنها با انتظارات و مشکلات ناشی از یک رابطه آزمایش خواهد شد. فِیت و جولیوس در این سفر درمییابند که گاهی، انتخاب متعهد شدن به یک نفر، همان انتخاب رشد کردن است.