Run, and Don't Look Back!
فیلم بدو، و پشت سرت را نگاه نکن!
اکشن از یک جلسه در بیمارستانی در ورونژ آغاز میشود. دکتر تاتیانا بابرووا عصبی است - او باید به خانه برود، اما رئیس بیمارستان تا زمانی که تمام مسائل حل نشود، به او مرخصی نمیدهد. در نهایت، او موفق میشود فرار کند. همسرش، سروان پلیس سرگئی بابروف، که یکی از موقعیتهای کلیدی در اداره امور داخلی را در اختیار دارد، در خانه منتظر اوست. او با جریانی از اتهامات از تاتیانا استقبال میکند، به سرعت خود را به خشم میآورد و او را کتک میزند، در حالی که با دقت از زدن به صورت و قسمتهای visible بدنش خودداری میکند. تاتیانا سه ماه پیش ازدواج کرده و دو هفته پیش نیز یک بار کتک خورده بود. آن بار او عذرخواهی کرده بود، قسم خورد که دیگر تکرار نخواهد شد... حتی آن زمان هم او به فرار فکر کرده بود، اما فرصت آمادهسازی مناسب را نداشت. و اکنون تاتیانا تصمیم میگیرد فوراً فرار کند.