خط داستانی
لوِنت مردانی که دوست دخترش را مورد تجاوز قرار داده کشته و به مدت پانزده سال در زندان مانده است. از زندان آزاد می شود و راهی جز خانه خواهرش سلمی ندارد. پدرشان که مبتلا به آلزایمر است دو ماه است گم شده است. پلیس جسدی را پیدا کرده و سلمی را برای شناسایی فرا میخواند. لوِنت و سلمی با تاریکی گذشته و ترس از آینده مواجه می شوند