برای احمد جوده، پناهنده بینام از سوریه، رقص گزینه نیست بلکه زندگی است — با کلماتی بر پوستش که میگوید «رقص یا بمیر». پس از جنگ و مخالفت خانواده برای پیوستن به باله ملی هلند، احمد پناهگاهی در هلند پیدا میکند و سفیر یونها و مدافع جامعه الجیبیتی کیو میشود. اما با تروما گذشته، تصمیم پرخطر میگیرد: برای نخستین بار از زمان جنگ به سوریه بازگردد تا با قدرت شفابخش رقص به جامعهای که هنوز در مخاصمه است نیرو دهد.