پسری به ویترین شیرینی فروشی نگاه می کند، به داخل می رود تا کاپ کیک بخرد و سپس مانند باد به مدرسه می دود. به صدای بسته شدن صندوق فروشگاهی در نیم قرن پیش می رسیم. این آغاز شیرین پیشگویی سفر تلخ تری نیست: سفر پسر یا شاید کس دیگری؟ آیا واقعاً کاپ کیک بود؟ آخرین کسی که دستش به کار خواهد رفت کیست؟