ریکاردینو از مادرش که زن با اختلالات شخصیتی قوی است جدا شده و چهار سال است که از او دور است. با وجود راهنمایی های مسئولانه و فکر شده مربی اش که می کوشد او را به آینده ای امن در خانه خانوادگی هدایت کند، ریکاردینو تصمیم به فرار می گیرد، به مادرش ملحق می شود و با او زندگی می کند.