خط داستانی
نیمه شب گذشته است و دانی فِریس زنی تنها از خانهاش دور است. زنی که خسته است و تنها چیزی که میخواهد یک کمی شیطنت دیجیتالی است تا قبل از خواب آرام شود. زنی که حتی به اندازهای هم آماده نیست تا با صحنهای از احساسات روبرو شود که با صندلی ردیف جلو او را سوار میکند. خواب؟ به هیچ وجه. امشب شبی است برای دوستان، عاشقان، دشمنان، دشمن-دوستان؟، تفنگهای کوچک، تفنگهای بزرگتر، اعضای بدن، مایعات بدنی، برای عشق، نفرت، زندگی، مرگ و چیزهای فراتر از طبیعی. شبی که دانی هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. و او هم چنین.