خط داستانی
ناستیا یک ژیمناست در کییف است که به همراه چهار همتیمیاش به شدت برای مسابقات قهرمانی ملی اوکراین تمرین میکند. در سایر اوقات، آنها کلیپهای رقص میسازند، حرکات آکروباتیک انجام میدهند و زیاد میخندند. ناستیا میداند که با هم میتوانند به هر چیزی دست یابند. اما سپس جنگ آغاز میشود و والدین ناستیا او را به مادربزرگش در آلمان میفرستند و امیدوارند که این جدایی موقتی باشد.