خط داستانی
مرد جوان چن یو پس از غیبت طولانی به زادگاهش بازمیگردد. در حالی که با یک دوست نزدیک در کوههای دابا پرسه میزند، یو دختری را ملاقات میکند که پدرش گم شده، عمهای با حافظه مبهم و مرد سالخوردهای سرسخت. آنها درباره تغییرات در میان مردم زادگاهشان صحبت میکنند؛ کسی گم شده، برخی با زخمها بازگشتهاند و برخی در آستانه فرار هستند. در همین حال، افسانه جادوگری به نام دوآنگون گهگاه بر یو تحقق مییابد. امور به طور آزاد بین خواب و واقعیت حرکت میکنند و تلفن پر سر و صدا گاهی او را از خوابش بیرون میکشد.