خط داستانی
دختری ۲۵ ساله سفیدپوست که سردرگم و افسرده است با مردی ۳۸ ساله منتقد کتاب که نابسامانی و بیقدرتیاش او را وسوسه میکند. او استعدادی دارد که او را به حسادت میاندازد اما به نظر نمیرسد خودش آن را ببیند. او دارای بلوغی است که او را تحسین میکند اما او به نظر نمیرسد به آن اهمیت دهد. گاهی نزدیک و گاهی دور، آنها سعی میکنند رابطهای نه تملکی اما پشتیبان را پایهگذاری کنند. بااین حال، از دست دادن فاصله باعث میشود در نهایت به غریبههایی تبدیل شوند. پنج سال بعد، زن نویسندهای تازهکار شده است و اثر نخستینش را که بر پایه تجربیات قبلی است با مرد ملاقات میکند تا گذشته را پایان دهد.