خط داستانی
داستان حول زندگی کسارسینگ، یک شمشیرزن بی باک و خشمگین پادشاه میچرخد که بسیاری از دشمنان را کشته و او را شکست ناپذیر کرده است. او به عنوان محافظ پرنسس منصوب میشود اما عاشق او میشود. آنها با هم از پادشاهی فرار میکنند و زندگی جدیدی را آغاز میکنند، اما وقتی او باردار میشود، او به روستای دیگری میرود و با زنی ازدواج کرده و نامش را تغییر میدهد. سالها بعد، لکن، پسرش، حقیقت را میفهمد و به دیدن نامادری و برادرش میرود که منجر به عواقبی میشود.