خط داستانی
هری به طور غیرمنتظره به خانه برمیگردد و میشنود که همسرش در تلفن به مرد دیگری 'عزیزم' میگوید. مشخص میشود که هر دو مرد ماهیگیران مشتاقی هستند. آنها میروند و دایزی با آقای گیل در آکواریوم تماس میگیرد و میپرسد آیا او ماهی را دوست دارد. او دوست ندارد، بنابراین او او را به خانه دعوت میکند.