خط داستانی
راوی مرد، ژورس، به یاد نخستین تجربههای جنسی خود با سیمون شگرف میافتد. هر چه این برخوردها خطرناکتر میشود، این دو شخصیت در نبردی بر سر قدرت و تسلط به هم میخوردند. موقعیتها دستخوش تغییر میشود و داستان از منظر دقیقاً متفاوت سیمون بازگو میشود تا به اوج هولناک برسد. «داستان چشم» نقدی تند بر گرایشهای رایج در هالیوود و ادبیات برای کوچکنمایی از جنسیت و قدرت زنان است. سیمون و ژورس بر سر استعاره «دید» میجنگند، اما تنش واقعی در نبرد برای اینکه چه کسی حق روایت دارد و در نهایت کدام روایت گفته میشود، نهفته است. فراواقعگرایی اپرا به عنوان سازهای موسیقیایی/نمایشی این دوگانگی را بیش از پیش فرومیریزد.