خط داستانی
جونگ یک مرد مرده شنا در سردخانه است که باید به شدت به دارو برای سل و آرتروز خود تکیه کند. با وجود بیماری اش، تمیز کردن و پوشاندن جنازه ها کار باعظمت و حتی زیبا است. زندگی او در آنجا هم واقعیت و هم خیال است در حالی که جنازه ها مدل ها و دوستان او برای نقاشی هایش هستند و تنها لذت زنده او محسوب می شوند. چرا این عادت موری؟ جونگ توسط زنی ترسناک به عنوان برده در فروشگاه لباس استفاده می شد. پسر طبیعی این زن جوان تر از جونگ است و امید دارد بدن مردانه اش را به بدن زنانه تبدیل کند. با وجود رابطه عشق و نفرت با برادرش و بار سنگین زندگی و دشواری هایی که در کارش با آن روبرو است، جونگ درد کشیده و هدیه ای آخر را برای برادرش آماده می کند.