خط داستانی
کوتاهه تَنشین سُؤلی، ۳۰ ساله، به عنوان دستیار قفل ساز کار میکند. با عمهاش در آپارتمان در پست زندگی میکند اما دیگر نمیتواند اجاره بدهد. دو علاقهٔ بزرگ او: گروه نروژی متال پولزار و عشق مخفیاش، ایویکه از نانوایی پایین. وقتی پوستر کنسرت گروه محبوبش را میبیند برق چشمانش روشن میشود و زنجیرهای از رویدادها آغاز میشود. آیا بالاخره میتواند به کنسرت برسد و جرأت دعوت از ایویکه را هم پیدا کند؟