خط داستانی
سال ۱۹۸۰ و چیزی است! چهار نوجوان (چَد کوارتربک، چِری پاپ، اِدی استون و مِری اَبستین) در حال جشن گرفتن آخرین سفر کمپینگ با یکدیگر هستند قبل از اینکه همگی به راههای جداگانه برای کالجهای مختلف بروند. تنها نکته این است که آنها تصمیم میگیرند در جنگلی که ظاهراً نفرینشده است و به نام «جنگلهای هادس» معروف است، کمپ بزنند. وقتی همه در محل کمپشان مستقر میشوند، تصمیم میگیرند یک ورد باستانی را برای احضار ارباب شیطان قادر مطلق، نابودکننده مقدسان، هادس جهنمی، بخوانند. (میدونی، کاری که همه نوجوانها میکنند!) برای آنها، این چیزی بیش از یک افسانه شهری نیست. اما آنها نمیدانند که هادس جهنمی کاملاً واقعی است و تا زمانی که همه کسانی که آرامشش را برهم زدهاند به طور کامل و مطلق نابود شوند، دست برنمیدارد. آیا آنها میتوانند زنده بمانند؟