خط داستانی
سیبری، دهه سی. پسری ده ساله به نام ایلکا از خانه فرار میکند تا از همسر دوم مادرش فرار کند و به گروهی از کاوشگران چوب میپیوندد که چوب را روی رود مانا بهطور رودخانهای میبینند. در اینجا قهرمان جوان تجارت خطرناک را میآموزد و دوستانی پیدا میکند.