خط داستانی
راندی یکی از کارگردانان پرکار هالیوود پروژه بعدی اش را کنار می گذارد تا روی پروژه عشق اش کار کند و کارگردانی یک موزیکال برادوی را به عهده بگیرد. یک فراخوان لندن نیویورک به کست از هنرمندان برادوی می رساند از جمله استر، تازه کار با استعدادی که به نظر می رسد برای نقش اصلی ایده آل باشد. آزمایش ها آغاز می شود و استر به زودی می فهمد که ممکن است از پس کار برنیاید. با کمک گروه بازیگری اش از جمله دانیچا، مظهر سه گانه ای، و کوری، عاشق او در نمایش (و شاید بیرون از آن هم)، استر نمی تواند رونی را خوشحال کند. اوضاع هنگامی بدتر می شود که نمایش از سرمایه گذاران اشکال، صحنه ها و لباس ها روی یک کشتی گرفتار می شوند و استر به طور تصادفی کوری را از روی صحنه پرت می کند.