خط داستانی
افغانستان، بهار سال ۲۰۰۲ — پس از سقوط رژیم طالبان، کشور با فقر شدید روبهرو است. برای تأمین معاش خانواده، پدری مجبور میشود دختر ۱۵سالهاش را به مردی ۶۵ساله بفروشد. مادر که نمیخواهد این سرنوشت را برای فرزندش بپذیرد و قصد دارد آیندهای روشنتر برای او بسازد، با مردی که در مونترال زندگی میکند ازدواج میچیند. در ازای این کار، او قولی حلفی میدهد: فرزندان این پیوند روزی با پسرعموهایشان که در افغانستان باقی ماندهاند ازدواج خواهند کرد. مونترال، بهار سال ۲۰۲۰ — نقشه دوباره ظاهر میشود. اکنون به خوبی در جامعه کبک جا افتاده است، زرْمِنا از ازدواج دختر ۱۵سالهاش با پسرعمو در افغانستان امتناع میورزد. مخالفت قاطع او زنجیرهای تراژیک از وقایع را برمیانگیزد.