خط داستانی
شاگرد نجار، اسپان (‘چیپ’)، به خاطر رابطه عاشقانهاش با دختر استادش، ارنستین، از سوی او اخراج میشود. در راه، او با شاگرد لاغر خیاط، نال (‘سوزن’) و شاگرد مست کفاش، سیل (‘سوراخکار’) ملاقات میکند و این سه نفر دوستی گرمی را تشکیل میدهند. یک روز، آنها خوش شانس میشوند و مبلغ زیادی در قرعهکشی برنده میشوند، پس از آن هر کدام به راه خود میروند با این وعده که یک سال بعد دوباره همدیگر را ملاقات کنند. در اینجا مشخص میشود که با وجود ثروت تازه به دست آمده، همه آنها به خوبی پیش نرفتهاند. (Stumfilm.dk)