خط داستانی
فانگ به خانه والدینش در نانجینگ برمیگردد تا با آنان وقت بگذراند. در طول اقامتش، خانواده برادر بزرگترش برای دیدار خانوادگی میآیند، او یک چاقوی ینگیصار را به عنوان هدیه دریافت میکند و عروسِ برادرش سعی میکند او را به یک قرار شهری بیاورد. در پیرامون او زمان میگذرد و خاطرات در گفتوگوها بازمیگردند؛ برخی را میشناسد و برخی را نمیشناسد. حال حاضر با گذشته درهم میآمیزد و گامهای آینده ممکن است در مسیر از دست دادن دائمی گام بردارند.