خط داستانی
سونگ شیقیاو بیست و دو ساله با مادرش که تنها پرستار است زندگی می کند و از بیماری تحلیل عضله رنج می برد که از پدرش فوت کرده است و داروهایش موجب از دست رفتن حافظه می شود. روزی در یک نمایشگاه خیریه با گونگ نینگ، دوستی قدیمی دبیرستان، برخورد می کند و با هم رابطه ای عاشقانه آغاز می شود، با وجود مخالفت اولیه مادرش. نینگ دانشگاه را رها کرده تا با گروه موسیقی راکی که رهبرش است زمان بیشتری بگذراند؛ دوست دخترش، دانسمند ورزان، به خاطر تمرکز نکردن در زندگی اش از او جدا شده است. با این حال برای شیقیاو، نینگ شریک کامل است.