خط داستانی
سال ۱۸۹۵. پسر بازرگان ثروتمند، هرمَن، از دوران کودکی با دوقلوها امل و کلارا فون شوناخ آشنا است. با ازدواج با دوست کلارا، جوان به نجابت میپیوندد، در حالی که خاندان فون شوناخ میتواند با ثروتش سبک زندگی اشرافیشان را حفظ کند. اما دوقلوها چنین نگاهی ندارند...