خط داستانی
فران و سرندین برادران هستند و در گرن آراوال زندگی میکنند. آنها هر دو رویای ترک شهرشان و سفر به پادشاهی، بهشت روی زمین که پشت دیوارهای بزرگ پنهان شده است، را دارند. برای این کار باید سوار بر هیولا شوند، موجودی بزرگ که بازرگانان برای حمل کالا به پادشاهی استفاده میکنند. یک وضعیت غیرمنتظره برنامههای فران و سرندین را پیچیده میکند و آنها را از هم جدا میکند. خواهر و برادر در یک ماجراجویی برای دوباره دیدن یکدیگر و در عین حال پیدا کردن خودشان در دنیایی شگفتانگیز که توسط مرزهای قابل مشاهده و نامرئی تقسیم شده است، embark میکنند.