خط داستانی
وقتی داستان آغاز میشود، جو فلین، یک سوار در خدمت دولت، توسط یک مرد ماسکدار از کمین شلیک شده و در حال مرگ است. در کنار تخت او، پسرش جک، یک جوان تنومند، پزشک محلی و کلانتر شهرستان جمع شدهاند. پیرمرد میمیرد و یک هفته بعد، ما جک را میبینیم که در حال تحویل نامههاست. کلانتر توصیف قاتل را در روزنامه یومه گالتش منتشر کرده و کشور در حال جستجو برای یافتن اوست. جک یک مسیر طولانی و خطرناک بین دو نقطه از مسیرش دارد و به طور مکرر با خطرات مواجه میشود. استیو بنسون، یک تبهکار که پیرمرد فلین را کشته، با همسرش در ترس دائمی از کشف جرمش زندگی میکند.