خط داستانی
ایان فولیور، مردی 30 و اندی که دچار افسردگی و انزواست، پس از یک تلاش ناموفق برای خودکشی، به مشاورهای از یک رشد در حمامش گوش میدهد. «مخاط»، یک قارچ سخنگو که از کثافتی که در گوشهای از حمام neglected ایان جمع شده، به وجود آمده، تلاش میکند تا اعتماد ایان را جلب کند و به او کمک کند تا خود را تمیز کند و سبک زندگیاش را بازسازی کند. با کمک مخاط، ایان توجه همسایهای به نام لیا را که از طریق سوراخ کلیدش به او نگاه میکرد، جلب میکند و علیرغم شرایط غیرطبیعیاش، موفق میشود یک تکه خوشبختی پیدا کند. اما ایان شروع به دریافت پیامهای عجیب از تلویزیون قدیمی و خرابش میکند که به او میفهماند ممکن است مخاط به اندازهای که به نظر میرسد، مفید نباشد و شخصیتهای عجیب و رویدادهای غیرعادی، زندگی ایان را در سایه یک نبرد حماسی بین خیر و شر قرار میدهند که ایان تنها به طور جزئی از آن آگاه است.