سوشانت دانشجوی خوش رفتار و آرامی است که فلسفه زندگیاش این است که دیروز را فراموش کن امروز را لذت ببر و فردا را نگران نباش؛ با انتقالی خانوادگی به حیدرآباد او عاشق همکلاسیاش سینا را میشود و با وجود مخالفت خانواده، هردو در نهایت با هم قرار میگیرند و در نهایت هر دو به این نتیجه میرسند که عشق بالاتر از هر چیز دیگری است