سلام داماد!
Servus, Schwiegermutter!
اینم از این. به محض اینکه تونی فرایتاگ، باواریایی نمونه، پسرخواندهاش عثمان را به خوبی ادغام کرد، دخترش فرانتسی یک مستأجر دعوتنشده را از برلین به همراه میآورد - به شخصه مادرشوهرش، فرح. متأسفانه، تونیِ خوب با این زن تاجر زبل مثل سگ و گربه با هم کنار میآیند. سلام. اینکه فرح، «پاشا»ی یکدندهاش مسعود و مغازه لباس عروسیاش را ترک کرده و میخواهد برای مدتی نامعلوم بماند، دنیای ایدهآل تیرانداز پادشاه حاکم را نیز به لرزه درمیآورد. همسرش آنه به زودی تمایل شدیداً کاهشیافتهای برای پشتیبانی از او در خانواده و شرکت، مانند گذشته، نشان میدهد.