برونو با دیدن اینکه پدرش داون باورنکردنی است که ریش و سرش را میتراشد پیش از عزیمت به مأموریت نظامی داون به پسرش پیشنهاد میدهد تا او را هم بتراشد برونو با چنین رویکرد صمیمانه ای از وداع میبیند و در همان حال با عروسکهای نظامی اش که بازی میکند مشاهده میکند چه بر سر داون در مأموریت افغانستان میآید