رئیس زن فاحشه
جی-چول یک جویای کار است که فقط بازی میکند و غذا میخورد و دوستپسر یون-جی است که یک فروشگاه کوچک را اداره میکند. در همین حال، جونگ-هو، یک هیکیکوموری، پس از اینکه به طور تصادفی یون-جی را در فروشگاه دید، به یک مشتری دائمی تبدیل میشود. او مهربانی او را به عنوان علاقهاش به خود اشتباه میگیرد. جونگ-هو هر روز او را در شبکههای اجتماعی تعقیب میکند. در نهایت، پس از نزدیک شدن به یون-جی با چهرهای معصوم، موفق به قفل کردن او میشود. با ناپدید شدن یون-جی و قطع شدن منبع پول، جی-چول به شدت به دنبال یون-جی میگردد. جی-چول که بیشتر نگران پول است تا ایمنی یون-جی، سعی میکند می-سون را با پول تو جیبیاش فریب دهد. یون-جی که صحنه رابطه این دو نفر را از طریق دوربین مخفی دیده، در حین نوشیدن با او، جونگ-هو را خلع سلاح میکند و فکر میکند که باید به هر نحوی از آنجا خارج شود. یون-جی در نهایت فرار میکند. بدون یون-جی احساس پوچی میکند و جونگ-هو می-سون را که او را نادیده گرفته، حبس میکند. سه ماه بعد، کسی به خانه جونگ-هو میآید و سپس...