خط داستانی
آدریان زومبوشچ فردی با ترس شدید و کُرهٔ جسمی است و زندگیاش مانند یک حمله پانیک طولانی است. خبر ابتلا به لوسمی و داشتن فقط سه ماه زندگی مانند ضربهای رهاییبخش است. اکنون که چیزی برای از دست دادن ندارد، شکوفا میشود و با جرئت وارد زندگی پرهیجان میشود و در عشق فرو میریزد. او زن ایدهآل را در داکتر کاتیا لورنز پیدا میکند که به پروندههای ناامید علاقه دارد. اما آنگاه مشخص میشود که تشخیصها با هم مخلوط شدهاند و تشخیص مرگباری اصلاً مربوط به زُمبوش نیست.