قاتل بیرحم در یک بازی غربی مابین مرگ و زندگی گرفتار میشود. بادهای سرد زمستان شدت میگیرند وقتی که قاتل بیاحساس آخرین هدفش را میکشد. این بار چیزی در برابرش میایستد و سایهای پنهان از تاریکی از درون ظاهر میشود، تا شکارچی را به طعنه به قربانی تبدیل کند. کسانی که به ظاهر با او دشمن نیستند، پیگیری میکنند که کیست که با او در میانه حرکتهایش در حال تکرار است. وقتی تماس تلفنی غیرمنتظرهای نشان میدهد که هدفش هنوز زنده است، او ناچار میشود اعمالش را دوباره تجربه کند تا با دشمنی که میتواند سقوطش را رقم بزند روبهرو شود.