موسی رامی، که با مبارزهاش علیه مافیا به یک افسانه تبدیل شده، یک افسر پلیس در بخش قتل است. یک روز قبل از جشن تولد 63 سالگیاش، با یک مهمانی سورپرایز که خانوادهاش ترتیب دادهاند، متوجه میشود که به سرطان مبتلا شده و دو ماه بیشتر به زندگیاش نمانده است. در این دو ماه، آیا او میتواند علیه مافیا که تهدیداتش را علیه خانوادهاش تشدید کرده، مبارزه کند و همزمان عشق عمیقش به فندا، که 40 سال از او جوانتر است، را فاش کند؟