A Roof Overhead
فیلم سقفی بر سرشان
تصمیمی که شورای بیمارستانها برای ترخیص زودهنگام نوروتیکها و افسردهها میگیرد، مونا را ۳۶ ساله و کتی را ۳۰ ساله را به جهان واقعی پرتاب میکند؛ جهانی که جز خانهای کوچک و بدون سقف در حاشیهٔ کشور در دل دلتای دانوب جایی برای آنان ندارد. خانهٔ پدر و مادربزرگ موناست، اما هر دو مردهاند. ورود آنان واکنشهای عجیبی از جانب روستاییان برمیانگیزد زیرا رویاهایی بزرگ دارند: فروش روستا به مردی بسیار ثروتمند که صاحب تیمی فوتبال و حزبی سیاسی است و میخواهد مکان را به تفریحگاه لوکس تبدیل کند. آیا مونا و کتی میتوانند از واکنشهای روستاییان عبور کنند؟ آیا میتوانند در این جهان جایی برای زندگی بیابند؟