خط داستانی
داستانی دربارهٔ دختری جوان که به طور پنهانی بازیگر میشود و برادرش در یک حاشیهٔ شهری زندگی میکند. میهمت صاحب یک کافیشاپ در حومهٔ استانبول است و برای فراهم کردن مهریه نیاز دارد. مادر میم را زاده فرزندون میکند و خواهر میم، زینب، تصمیم میگیرد به برادرش برای جمعآوری مهریه کمک کند. او با مادرش به تئاتر میرود و تصمیم میگیرد در نقش اصلی با نقشآفرینی دیگران روی صحنه ظاهر شود. اما این باطن باید از میحمت مخفی نگه داشته شود.