Te lo leggo negli occhi
فیلم تو را در چشمها میخوانم
ناپل. مارگریتا، خوانندهای که همیشه از شوهر و دخترش چارا حواس پرت بوده، بحران وجودی عمیقی را تجربه میکند در حالی که به مرز شصت سالگی نزدیک میشود. زندگی برای چارا هم آسان نیست زیرا رابطهٔ گُسستهٔ او با لیویا، دختری است که با شریک فعلی داشت و اکنون با دوستدختر جدیدی قصد بچهدار شدن دارد. وقتی لیویا با مادرش است، او از آزادی لذت میبرد و مارگریتا رابطهٔ با نوهاش را دارد که با چارا نتوانسته بود داشته باشد.