مرد با باز و مرغی
Muž s orlem a slepicí
یک پسر جوان که قادر به تصمیمگیری مسئولانه نیست با گروهی از کارگران باتجربه که مدت زیادی است آنجا کار میکند سازگار نمیشود. او از پندار داشتن تتویی که به او بزگ شبیه است و دیگران آن را به عنوان مرغ میشناسند، رنج میبرد... با این حال، نویسندگان تأکید میکنند که همه باید بالغ شوند و مسئولیت رفتارشان را بپذیرند. اما روایت کاریِ تشویقی و اجرایی، به طرحهای از پیش تأیید شده متکی است و نمیتواند منظرۀ شخصیتِ خاص خود را اقتدار بخشد.