خط داستانی
کارل والنتین و لیسل کارلشتات در واقع برای یک شب آرام در خانه آماده شدهاند، اما سپس خدمتکار وارد میشود و دو بلیت تئاتر برای اجرای "فاوست" به آنها میدهد. از آنجا که زمان اهمیت دارد، یک شتاب و عجله پرتنش آغاز میشود: در هنگام شام، قاشق و چنگال این زوج در هم گره میخورد، مچها پیدا نمیشود و پیراهن تازهای هم نیست، و بدتر از همه، روغن روی لباس خوب میریزد. این زوج یکدیگر را سرزنش کرده و دعوا میکنند تا اینکه شوهر ناراحت مینشیند و همسرش گریه میکند. نگاهی به بلیتهای تئاتر در نهایت آرامش را به ارمغان میآورد: بلیتها فقط برای اجرای فردا معتبر هستند.