خط داستانی
این فیلم یک تولید صحنهای در تئاتر بولشوی مسکو را به تصویر میکشد که با همراهی گروه کر کنیسه مسکو اجرا میشود. برادران اسحاق و بوروخ هر دو عاشق سارا هستند، اما سارا اسحاق را انتخاب میکند و آنها ازدواج میکنند. با این حال، سارا به مدت ده سال نمیتواند باردار شود و ربای آنها به آنها میگوید که طبق قانون یهود، باید طلاق بگیرند. والدین اسحاق او را به امضای برگه طلاق تحت فشار قرار میدهند، سپس ربای آنها برگه طلاق را به پای سارا میاندازد. او به اسحاق درباره غمش میگوید و اسحاق خودکشی میکند. به زودی، سارا متوجه میشود که باردار است، اما اکنون تنها است.