خط داستانی
در حین بازدید از دوستش، باربارا کارلتون، فرانسیس میلدمای روز را به شکار روباه میپردازد و در 'Labyrinth شیطان' با شوهر باربارا، جیمز، در مه گیر میکند. وقتی این دو شب را در یک مهمانخانه میگذرانند، صاحب مهمانخانه جیمز را متقاعد میکند که فرانسیس را فریب دهد. بدون اینکه آنها بدانند، یک دوست خانوادگی دیگر، درک ریفینگتون، نیز در مهمانخانه اقامت دارد و از این رابطه مطلع میشود. اما وقتی جیمز متوجه میشود که فرانسیس باردار است، درک در شرق دور ناپدید شده است - و این باعث میشود جیمز پیشنهاد کند که وقتی کودک به دنیا آمد، او باید درک را به عنوان پدر متهم کند.