پس از اینکه موتورگازی برادر بزرگترش را در واکنش به آزار و اذیت مداوم او به هم زدو، پسری ۱۱ ساله به نام کریشنا برای بدستآوردن پول تعمیر موتور به یک سیرک سیّار فرستاده میشود، اما به زودی در خیابانهای فقیرنشین بمبئی جای میگیرد. او در آنجا با قاچاقچی موادمخدر چیلوم و روسپی جوان سولا سال آشنا میشود، در حالی که تلاش میکند در کافه محله برای بازپرداخت بدهی به خانوادهاش پول کافی جمع کند.