خط داستانی
ماریان روز سفید در خانهای دولتی برای کودکان کمهوش به دستور مادر بیدلسوزش قرار میگیرد هنگامی که پدرش درگذشت است. او یک نوجوان جوان است و چیز دیگری ندارد به جز کمی کُندی ناشی از دید کم. قانون ایالتی (در سال ۱۹۳۴) معاینه و بستری الکلیها را الزامی میسازد. پرستار همدل، بانی مکنِیل، با ماریان دوست میشود و به برخورد او اعتراض میکند.