خط داستانی
خانواده باکلند قصد دارند تعطیلات کاروانی را بگذرانند. به گفته پدر، گوستا، این بهترین راه برای دیدن سوئد است. پسرش یوهان چیزی جز شنا کردن نمیخواهد و دخترش لوتا هم حتی نمیخواهد با بالا بیاید. در سفر، با باکهای خانوادگی، سواحل و مناطق کاروانی آشنا میشوید. گوستا دوست دارد خانوادهاش را فرماندهی کند اما اوضاع خیلی خوب پیش نمیرود