خط داستانی
هر دو نام جادزیا را دارند و علاوه بر نام، با یک راکت تنیس نیز مرتبط هستند. یندروژوسکا قهرمان زمینهای تنیس است و مالیچوونا صاحب بسیار کاریزماتیک یک فروشگاه ورزشی است. در همین حال، نبرد شدیدی بین دو شرکت رقیب ورزشی در ورشو که تجهیزات ورزشی میفروشند، در حال وقوع است. همنامی و سوءتفاهمها باعث میشود که نماینده فروشگاه ورزشی رقیب، یان اوکزا، جادا را اشتباه بگیرد. او سعی میکند قهرمان تنیس را متقاعد کند که از راکت شرکت آنها استفاده کند، اما یان مالیچوونا را به عنوان قهرمان میشناسد. در این بین، او به عنوان یک مجسمهساز عمل میکند، دوستش. در میان شوخیها و سوءتفاهمهای متعدد بین جادزیا مالیچوونا و یان اوکزا، احساسی شکل میگیرد که در نهایت دو شرکت متخاصم را به هم متصل میکند.