جرج اف. بابیت، مردی میانسال و شهروندی پیشرو در شهر زنیث است، که طبق تابلو شهر، سریعترین جامعه در حال رشد در آمریکا است. جرج بخشی بزرگ از این رشد به عنوان یک توسعهدهنده املاک و مشاور املاک است. او با همسرش مایرا ازدواجی عاشقانه دارد و دو فرزند به نامهای تد و ورونا دارد که به آستانه بزرگسالی نزدیک میشوند. جرج همیشه نگرشی بیباک داشته است، مشابه نگرش یک کودک سادهلوح، که به موفقیتهای تجاری او منجر شده است. او با برخی فشارهای شخصی مواجه میشود زمانی که با مسئلهای که به نظرش میتواند به خانوادهاش آسیب برساند، روبرو میشود و همچنین وقتی که دوست قدیمیاش پل و همسرش زیلا با مشکلات خانگی دست و پنجه نرم میکنند. این فشارها باعث میشود جرج بخواهد بیشتر به خانوادهاش کمک کند و او را به شرکت در یک معامله تجاری پرسود اما غیر اخلاقی وادار میکند. شجاعت جرج او را به یک رسوایی بالقوه میکشاند و این وضعیت او را وادار میکند تا رفتار عمومیاش، به ویژه نسبت به خانوادهاش را مورد سوال قرار دهد.