اوا به تازگی با یک مرد مسنتر ازدواج کرده است، اما متوجه میشود که او به نظم در زندگیاش obsessed است و جایی برای شور و شوق ندارد. او ناامید میشود و او را ترک میکند و به خانه پدرش برمیگردد. یک روز در حال شنا در دریاچه، با یک جوان ملاقات میکند و آنها عاشق هم میشوند. شوهر به خاطر از دست دادن عروس جوانش دچار غم و اندوه شده و سرنوشت او را با عاشق جوانی که اوا را از او گرفته است، به هم میرساند.