خط داستانی
زمانی که پسرش reluctant است که برای دموکراسی بجنگد، فیلیپ نولان دوم با او رازی را که سالها در دل داشته به اشتراک میگذارد: خیانت فیلیپ نولان اول "مرد بدون کشور". او توضیح میدهد که چگونه نولان بزرگ به دستهای آرون بر کمک کرد؛ چگونه توماس جفرسون به عنوان رئیسجمهور بر بر پیروز شد؛ چگونه الکساندر همیلتون مانع از آن شد که بر بیوجدان به عنوان فرماندار نیویورک انتخاب شود؛ دوئل بین همیلتون و بر؛ چگونه فیلیپ نولان در شب عروسیاش به خاطر کمک به بر که توطئه کرده بود تا دولتی رقیب در جنوب تشکیل دهد، دستگیر شد و چگونه او بعداً به خاطر گفتن "به ایالات متحده لعنت! ای کاش هرگز نامش را نشنوم" از ایالات متحده تبعید شد و چگونه فیلیپ نولان در حال بوسیدن پرچم کشوری که آن را نفرین کرده بود، درگذشت. درک اهمیت آزادی، نولان جوان به سرعت برای ثبتنام میشتابد.