Storyline
خواهران و برادران لینیوس هفده ده ساله برای گرفتن گواهینامه رانندگی و ونیا هفده ساله که هنوز در مدرسه است، زندگی میکنند. مادرشان ایوا در شیفت شب در هتلی کار میکند. ما یک ماه از زندگی آنها را دنبال میکنیم. لینیوس و ونیا درمییابند که در جهان خودشان زندگی میکنند و جایی برای مادر یا دوستهای پسر و دختر ندارد. ابتدا تنها آرزوهای نامعلومی وجود دارد، اما به تدریج این بار معنایی پیدا میکند و آنها درمییابند که تیکهای کامل از هم هستند. آنها به هم نزدیک میشوند و در نهایت نمیتوانند از تابویی که بدنهایشان را به هم میپیوندد، مقاومت کنند. در ابتدا گناه و شرمندگی و احساسات ممنوعه آنها را به بنبست میرساند.